نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

هدیه خدا عشق مامان و بابا نازنین زهرا

زندگی جدید

1394/1/31 6:04
نویسنده : پریسا
789 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق من این سلام با سلامای دیگه فرق داره ....ما مهاجرت کردیم به کشور کانادا ....چهار روز از اومدنمون میگذره...نمیدونم چه حالی دارم هنوز تو شوکم...اینجا خیلی قشنگه سرسبز و دلباز اماجای خانوادهو عزیزان خالیه خالی...ما مهمون یه خانواده مهربون هستیم شم هم از اول خداروشکر باهاشون گرم گرفتی قربونت برم خدا رو شکر...بهشونمیگی خاله فرزانه و دخترخاله ها و عمو بهنام. ومامان ملک مهربون ..هههههههه  ایشالله به زودی خونه بیدا میکنیم...یکم نگرانم دلم هوای خونه و ایرانو کرده البته تا شما مدرسه بری وقت برای فکر کردن داریم اما تا سال بعد برنامه ریزی بلند مدتمو میکنم بابا هم گفته هر چی ما بگیم ایشالله هر چی خیره...از فرودگاه و گریه هاشو بغض شما نگم بهتره زندگی من...امیدارم واقعا برامون  عالی و خیر باشه...دختر نازنینم از حرفای جدید بگم که هرکی میخواد بوست کنه میگی سرما خوردم با یه لبخند مامانی ماشالله...میگی من نازنین مامانم هستم ...فداتشم راستی از عید نگفتم...بعد از بست قبلی ما خونمونو اجاره دادیم یک ماهی تقریبا مهمون مامانی و مامان نسرین بودیم..خیلی خوش گذشت دست همگی درد نگنه عاشقشونم...خلاصه عید خاصی بود .. قم ساوه و مزلقان و غیاث اباد هم رفتیم خداحافظی  سیزده به در قشنگی بود کلی خندهو خاطره خداروشکر .همشونو به خدامیسبارم در پناه حق باشن ...نمیدونم تمام غربت نشینا حس منو داشتن یا نه واقعا حس غریبیه ایشالله زودتر عادت بشه و مامانینا هم بتونن بیان ...اینجا میبرمت پارک با چینی ها هنوز رابطه برقرار نکردی..میگی چرا اخم میکنن هههههه خوب مامانی ایشالله پست بعدی از خونه جدید اگه خوب بود میمونیم اگرم نه که برمیگردیم با کلی خاطرهخوب انشاالله...به خدای مهربون میسپارمت عشقمممممممممم بووووووووووووسسسسسسسسسس

پسندها (1)

نظرات (0)