نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

هدیه خدا عشق مامان و بابا نازنین زهرا

دندون اسیاب گلم

نفس مامااااااااااااااان دندون جدید مبارککککککککککککککککککک...........الهی بگردم برای این دندون که از اون اسیاباش بود حسابی اذیت شدی و بیرون روی گرفتی عزیز دلم پاهات خیلییی سوخته بود بمیرم برات که حسابی گریه کردی و دل بابا هم موند پیش شاه دخترونش. عوضش دیشب تا صبح  بدون پوشک خوابیدی و پاهات بهتر شد خدا رو شکر....عیبی نداره ماشالله شما میتونی از پسش بر بیای ایشالله مامان جان....دیروزم کمی تب داشتی که خداروشکر پایین اومد  خدا نگهدارت باشه عشققققققققققق من و بابا مرتضی. بووووووووووووووووووووووووووووووووس  عاشقتم.
30 بهمن 1391

میوه ی دلم

سلام به قشنگ ترین دختر دنیا...نفس مامان و بابا که دنیامونو قشنگو قشنگ تر کرده ...به لطف خدای مهربون هزاران بار شکرررر...از خدا میخوام همه مادر و پدر شدنو تجربه کنن و بچه ها زیر سایه پدر و مادراشون و سایه حق120 ساله شن....الهی امیین مامانی یه تولد دیگه خونه مامانی گرفتیم عالی بود و کلی زدیم و رقصیدیم شما هم ماشالله خانوووووم همکاری میکردی الهی فدات شم خوشگل من همه دلشون برات ضعف میکرد با اون لباس خوشملت مثل پرنسسا شده بودی ...ایشالله جشن تولد نی نی خودت  دخملم :))))).....دست مامانی و باباییت و خاله جون جونیاتو داییت درد نکنه که چون بابا مرتضی ماموریت بود حسابی کمکمون کردن ایشالله عروسیشون سه تایی جبران میکنیم اینم چند تا عکس تا عکسای جدی...
28 بهمن 1391

یک سالگی نازنین زهرام

 عشق من تولدت مباررررررررررررررررررررک دخترم عشق من و بابا یک سال از با هم بودمون میگذره از اون روز زیبا که هیچ وقت یادمون نمیره که خدا چه هدیه ای به ما داد وو قدردان شیم  بهترین عنوان زندگیم مادر شدنم بوده و امیدوارم لایقش باشم  ان شا الله تا 120 سالگیت کنار بابا با دل خوش و سلامتی روزامونو شب کنیم ...نازنینم پارسال این موقع تو بیمارستان بودم تمام لحظه ها از خاطرم گذشت الهی شکررررررر برای همه این لحظه ها رو میخوام.... راستی تولدتو تو خونمون با بابا عباس و مامان نسرینو عمو و عمه ها و خاله شیرین و دایی جواد به خوبی برگزارر شد ایشالله عروسیت جشن فارغ التحصیلیت مامان جان...بابا مرتضی هم خیلی زحمت کشید همه چی عال...
11 بهمن 1391

این روزهای ما

سلام نفس مامان دخترم مونس من...به لطف خدای مهربون کم مونده یک ساله بشی....دیگه مامان و بابا رو صدا میکنی...به قول خودت اوب میخوای (آب).. ددر میخوای...نی نی و جوجه هم به دایره لغاتت اضافه شده...فدات بشم که ماشاالله خیلی چیزا رو متوجه میشی...وقتی راه میری دلم میرزه که گلم ناجور نیافته خدایی نکرده...خدا همه ی بچه ها رو حفظ کنه انشالله......مامان هر روز عاشق تر از دیروزم ...نفس من و بابایی ...راستی در تدارک اولین سالگرد تولدت هستم ایشالله که 120 ساله شی ...تو بزرگترین عشق تو دل مایی...خدای مهربون حافظت باشه.....بوووووووووس
11 بهمن 1391

راه رفتن عسلم تو یازده ماهگی الهی شکر

دختررررررررررررم عاشقتم خدایا ازت ممنونم به خاطر این نعمت...این عشق...عشق من و مرتضی که عاشقشیم و یک کلمه نفس منو باباشه... زندگیه ماست.الهی شکر...ان شا الله همه طعم این لحظه ها رو بچشن...دختر نازم 5 دی دو قدم رفتی و امروز 5 قدم هورااااااااااا...به یاد اون لحظه ای که اولین بار اوردنت و صورتمو میخوردی افتادم اشک تو چشمام جمع شد برات دست زدیم و شما کیف میکردی   فدات شم...انشاالله 120 سال به سلامتی زندگی کنی و خیر ببینی و برسونی...عشق من بوسیدنو یاد گرفتی و امروز باباتو میبوسیدی اونم دلش برات غش میکرد...شباساعت 10و نیم میخوابی و 8 و نیم پامیشی نازنینم عاشقتیم.برات تازه نوشته بودم اما دیدم نمیشه از راه رفتنت ننویسم ایشالله یه...
6 دی 1391

یازده ماهگی و شب یلدا و تولد مامان

دختر قشنگم به سلامتی رفتی تو 11 ماهگی...مامان فدای چشمای قشنگت بشه که با نگاهت دنبالم میکنی...عسل من رو پاهات میایستی ...برای اولین بار 24 اذر یه قدم برداشتی الهی همیشه سلامت باشی خدا رو شکررررررر....عسلم دو تا دندون جدید دراوردی . ماشالله الان 8 تا مروارید قشنگ داری....اولین یلدات مبارررررررررررررک ایشالله سالها به سلامتی دور هم این شبا رو جشن بگیریم ...برای همه باشه...امین...یه دوست جدیدم داری هم نام خودت نازنینم ...نازنین زهرام...نازنینم بابا و ماما و دد و نه رو با صدای قشنگت تکرار میکنی...بچه ها رو هم خیلی دوست داری امسال قشنگترین یلدا و تولد مامان بود.. بهترین هدیه عمرمو داشتم شما رو ...من و بابا عاشقتیم ...الهی همیشه زنده باشی.... ...
2 دی 1391

اولین محرم و هیئت رفتن دختر قشنگم در 10 ماهگی

نازنینم... پارسال محرم هفت ماهه باردار بودم و برای سلامتی  همه ی بچه ها دعا میکردم   و بعد برای دخترم که همیشه تندرست و صالح باشه ان شا الله...و امسال بهترین آرزوی من و بابا تو بغلم بودی الهییییییییییی شکررررررر از خدا میخوام خونه همه پر از صدای بچه باشه..اونم سالم و صالح و زیبا...عاشقتم مامانم...اولین هیئتی که رفتی شام غریبان تو خیابون یاس دو بود عزیزم اصلا بیقراری نکردی و به شمع هایی که روشن کردیم نگاه میکردی  مامانی هم از شام هیئت به شما دادن  قربون دستش.از خدا میخوام دخترم هیئتی بار بیاد وامام حسین و یارانشون شفیعمون باشن انشا الله.   . ...
6 آذر 1391

تقدیم به زیباترین وپاک ترین دختر دنیا،فرشته ی من نازنین زهرا

     در بنفشه زار  چشم تو   برگهای زرد ونیلی و بنفش   عطرهای سبز و آبی و کبود نغمه های ناشنیده ساز می کنند  بهتر از تمام نغمه ها و سازها خوب خوب  نازنین من    نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب  بهتر از تمام شعرهای ناب نام تو   اگرچه بهترین سرود زندگی است من تو را  به خلوت خدائی خیال خویش بهترین بهترین من خطاب می کنم بهترین بهترین من. عشق من نازنین من...هر روز به لطف خدای مهربون شاهد بزرگ شدنتیم خدا رو شکر ...با هم بازی میکنیم ..میخندیم...غذا میخوریم...اب بازی میک...
27 آبان 1391

10 ماهگی عشقم

سلام دخترم...عشق من و بابا...قشنگ من...ماشا الله واسه خودت خانومی شدی...هر روز عصر میریم پیاده روی و شما تا زمانی که هوا روشنه اروم میشینی اما تا تاریک میشه غر میزنی و دوست داری خونه باشیم...فدات شم که اگه چیزی رو از دستت بگیرم کلییییییی شاکی میشی...دیروز داییت زحمت کشید برات یه کاپشن صورتی خوشگل خرید دستش درد نکنه به سلامتی بپوشی مامان ...برات نگه میدارم تا   ایشا الله وقتی بزرگ شدی یادگار بشه برات...دختر قشنگم خوب باشی و سلامت.   ...
15 آبان 1391

قشنگ من

دختر قشنگم هر روز به لطف خدا شاهد بزرگ شدنت هستم مامان  عاشق شماست...با تو فهمیدم زندگی یعنی چی ...حس مادری چه حسیه...خدا به همه بچشونه و همه ی بچه ها در پناه حق بزرگ شن...دختر نازم دندون جدید در اوردی قشنگمممممممممم ...به سلامتی ایشا الله....دخترم قرتی شدی وقتی اهنگ پخش میشه جیغ میکشی...فدات شم که این قدر باهوشی....دیروز که پیش بابا بودی افتادی فدای اون چشمای قشنگت بشم که ورم کرده دلم لرزید تا دکتر بردیمو خدا رو صد هزار بار شکر چیزی نبود ایشا الله یه روز مامان بشی ببینی پاره تن یعنی چی..برات صدقه انداختم خدا خودش نگهدارت باشه نگهدار تمام بچه ها...به خدای مهربون میسپرمت....بوووووووووووس
28 مهر 1391